مرتضى راوندى
442
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خود تو مىدانى نيم از شاعران چاپلوس * كز براى سيم بنمايم كسى را پاى بوس يا رسانم چرخ نخريسى را به چرخ آبنوس * من نمىگويم تويى درگاه هيجا همچو توس ليك گويم گر به قانون مجرى قانون شوى * بهمن و كيخسرو و جمشيد و افريدون شوى كم بودند شعرايى كه جرأت انتقاد پيدا مىكردند و از گزند خشم امرا مصون مىماندند . به گفتهء شبلى نعمانى در ميان شعراى هندوستان ملا شيرى و شيدا از همه بيباكتر بودند . ملا شيرى در هجو اكبر شاه شعر زير را گفته است و در آن اشاره به « دين الهى » مىكند كه اكبر به وجود آورده بود : شاه ما امسال دعوى نبوت كرده است * گر خدا خواهد پس از سالى خدا خواهد شدن ولى اكثر شعرا مانند ملا شيرى نمىتوانستند از خشم اميران و پادشاهان در امان باشند و ترجيح مىدادند كه پس از مرگ يا برافتادن آنها اشعار طنزآميز يا انتقادآميز خود را بنويسند . مثلا اخطى نام اميرى بود حاكم ترمذ كه در ستمگرى بيداد مىكرد . روزى در مجلس بزم گلوگير مىشود و مىميرد . اديب صابر ترمذى ( متوفى 551 هجرى ) اين شعر را در حق او مىگويد : روز مى خوردن به دوزخ رفتى اى اخطى ز بزم * صد هزاران آفرين بر روز مى خوردنت باد تا تو رفتى عالمى از رفتن تو زنده شد * گرچه اهل لعنتى رحمت بر اين مردنت باد همينطور هنگامى كه حاج ميرزا آقاسى از صدارت افتاد ، شعراى زيادى از او انتقاد كردند ، حتى كسانى مانند قاآنى كه سابقا او را مدح گفته بودند . در رباعى زير ، كه منسوب است به يغماى جندقى دو اصل مشهور سياستمدارى حاجى يعنى ساختن توپ و قنات مورد انتقاد قرار مىگيرد : نگذاشت به مُلك شاه حاجى درمى * شد صرف قنات و توپ هر بيش و كمى نه مزرع دوست را از آن آب نمى * نه لشكر خصم را از آن توپ غمى هجويه فردوسى دربارهء سلطان محمود نيز يكى از موارد خاصى است كه در آن سلطانى بىملاحظه مورد انتقاد قرار مىگيرد . از چهار مقاله چنين برمىآيد كه فردوسى پس از اينكه شاهنامه را توسط خواجه احمد حسن ميمندى وزير سلطان عرضه مىكند ، به علت سعايت درباريان ، كه ميانهء خوبى با خواجه ميمندى نداشتند ، و اينكه شاعر مذهب تشيع داشته ، چندان مورد عنايت قرار نمىگيرد و بر خلاف انتظارش فقط بيست هزار درهم دريافت مىدارد ، و آن را بقول مشهور بين حمامى و فقاعى تقسيم مىنمايد . فردوسى شبانه از غزنين فرار مىكند و به هرات پناه مىبرد و مدت شش ماه در خانهء اسمعيل وراق ، پدر ازرقى شاعر ، پنهان مىشود ، ولى قبل از رفتن هجويهء مشهور خود را نوشته به وسيلهء